اختصاصي بامكوير
1-فاخره صبا، بانوی هنرمند و خیراندیش و همسر عليرضا افضليپور موسس دانشگاه كرمان در گذشت. «صبا» سالها با هنر و تواناییهای خود طرفداران موسیقی کلاسیک را به وجد آورد؛ محبوبیت او در كرمان اما بیشتر به دلیل انسان دوستیاش بهدست آمده است. هرچند عادت کردهایم که تنها نام مردان را در عرصههای بزرگ به یاد بسپاریم، اما همراهی و همدلی فاخره صبا با عليرضا افضلیپور بسیار بیش از آن است که بتوان نامش را فراموش کرد. زنی که تمام داراییاش را، به همراه هر آنچه از مهر در چنته داشت، صرف ساختن دانشگاه کرمان كرد.
2-فاخره صبا در آبان 1299 در تهران به دنیا آمد. او که برادرزادهی ابوالحسنخان صبا- استاد بزرگ موسيقي ايران - است، به هنر خانوادگی روی آورد و توانست در رشتهی موسیقی و اپرا از کنسرواتوار موسیقی پاریس فارغالتحصیل شود. زندگی فرهنگی و هنری صبا از همان روزها آغاز شد. او پس از فارغالتحصیلی، به ایران بازگشت و در هنرستان عالی موسیقی آن زمان مشغول به تدریس شد. فاخره پس از 22 سال تدریس، تحقیق و اجرای موسیقی در سال 1354 بازنشسته شد تا دورهی جديدي از زندگی را آغاز کند.
3-سخن مشهوری است که میگوید«پشت هر مرد موفقی، زنی قدرتمند ایستاده است.» شاید زندگی مهندس افضلیپور و فاخره صبا نمونهی درخشانی از این سخن باشد. بیشک مردی که تمامی داشتههای خود را به حکم وظیفه در راه پیشرفت کشورش هزینه میکند، نیازمند همراهیهای زنی استوار است؛ واین زن فاخره صبا بود. صبا پس از ازدواج با افضلیپور، همراه و مشوقی شد تا مهندس جوان بتواند رویای خود را برای خدمت به جامعهاش تحقق بخشد. او حتی دارایی خود را نیز در اختیار او قرار داد تا کمبودها، همسر را دلسرد نکند نامها اینگونه جاودان میشود.
4-دوستی تماس میگیرد. صدایش ناراحت است. میگوید اگر از او نوشتی، از تنهاییهای سالهای اخیرش هم بنویس. بسیارند کسانی که از شنیدن خبر ناراحت شدند. شاید اگر این اتفاق در زمان فعالیت دانشگاه افتاده بود، در سوگ او سخنرانیهای زیادی برگزار میشد اما سوال این است که در این سالهای تنهایی و بیماری چه کسی به یاد او بوده است؟ ما حتی نامهای جاودان را فراموش میکنیم.
5-امروز دانشگاه زیربنای علم و فرهنگ شهر است. بنایی که از وجدان و عشق مردمی فداکار به یادگار مانده است. کرمانیها که به قدردانی شهرهاند، فراموش نخواهند کرد روزهایی را که صبا و افضلیپور، همراه یکدیگر میلاد رویای خود را نظاره میکردند. گرمای کویری شهر هم نمیتوانست گرمای وجودشان را بپوشاند. حتی حالا که صبا رفته است، میتوان روح بلندش را در ساختمانهای دانشگاه دید.
6-صبا در 87 سالگی درگذشت. اما او، و دیگرانی چون افضلیپور، مهرکرمانی، اخلاقی، ارجمند و بسیاری دیگر که دوشادوش هم به خدمت این بوم کمربستند، هرگز نمیمیرند. هر چه پیش آید، صبا در دانشگاه زنده است؛ در دانشجویانش، کلاسهایش و حتی در سبزی درختانش. جاودانگی تنها با چنین انسانیتی امکانپذیر است. او زنده است تا دانشگاه زنده است.
7-اما خبر آخر هم رسید، خبر آخر مربوط است به محل دفن فاخره صبا. او در بهارستان هنر تهران دفن خواهد شد. وزارت ارشاد با قرار گرفتن او دركنار هنرمندان موافقت كردهاست. اما از سويديگر هم خبر رسيده كه امور دفن صبا در غياب دكتر ميرزايي – اولين رييس دانشگاه كرمان – توسط دكتر علي مصطفوي – رييس سابق دانشگاه – پيگيري ميشود. اما با اينهمه شاید او خفتن در کنار آرامگاه همسرش را بیشتر دوست میداشت. همانقدر که او دلتنگ همسر است، آرامگاه ابنبابویه دلتنگ او خواهد بود. دفن او در آرامگاهي ديگر بيشك از ارزش هنر او نميكاست؛ ولي ميتوانست پاياني باشد بر سالهاي تنهايي و دلتنگي. بهتر نبود كه او آنجا كه ميخواست و در كنار كسي كه دوست ميداشت بهخاك سپرده ميشد؟
8- صبا حتی آخرین یادگارش را هم به دانشگاه بخشید. خانهی مسکونی خود را در تهران برای دانشگاهی به ارث گذاشت که با دستان خود ساخته بود. باید نشست و دید دانشگاه چگونه سپاسگزار او خواهد بود.شاید او کرمانی نبود، اما کرمان هم برای او دلتنگی خواهد کرد.