|
1. فرقی نمی کند فدراسیون روسیه بخواهد گرجستان را ببلعد یا اسراییل، غزه را. حتی مهم نیست سلاخ سیاه باشد یا سفید. آتش روی سر هر کسی که بریزی خونش سرخ است. فقط فرق می کند رنگ خون بچه ای که هنوز از زندگی چیزی نمی داند با تروریست چفیه پوشی که فقط از مرگ دم می زند. 2. کم اند آدم هایی که جلوتر از نوک دماغشان را می بینند. این روزها شرمنده ترم از بودن در جایی که هستم. آدم های دنیا سرهایشان را بالا می گیرند برای دفاع از خون؛ و من اینجا باید حساب پس بدهم که خدا می داند دست چه کسی از آستینم درآمده اگر از صلح بگویم. 3. آدم، آدم است. خونش را که بریزی بشریت را کشته ای. قاتل به هر لباسی قاتل است و مقتول به هر لباسی... دیگر نیست. خسته ام از آسمان های تکراری که بوی باروت می دهد. 4. می دانم که لیلا و عباس می آیند. امین هم که پیشتر آمده است. حسام و علی و ستاره و آینه و اهالی جزیره هم که بیایند می شویم ده نفر. وقت دعوت نامه نیست. هرکس صلح می خواهد باید بیاید.
* برای صلح |
||
|
+
نوشته شده در بیست و پنجم دی 1387ساعت 14:7 توسط انسان ریخت
|
|
||